پرواز قاصدک ها
همراهی با لذتی سرد
او را خاک نشین بیابان کرد
دیوانگی و سر مستی
راه و رسم بیگانگی را به او اموخت
اتفاقی
از شادی خسته است!
خدایا او را رها نکن....
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۷ ساعت 20 توسط شادی
|
پرواز قاصدک ها
همراهی با لذتی سرد
او را خاک نشین بیابان کرد
دیوانگی و سر مستی
راه و رسم بیگانگی را به او اموخت
اتفاقی
از شادی خسته است!
خدایا او را رها نکن....
تنهایی بدترین چیز دنیا نیست
چیز های بدتری هم هست.
ولی دهه ها طول می کشد
تا اینو بفهمی
و معمولا وقتی میفهمی که خیلی دیر شده
و توی این دنیا
هیچ چیز بد تر از خیلی دیر شدن نیست.
بوکوفسکی
سرزمین من بی اختیار دارد از طبیعت،از تکاپوی خاک و اتش پنهان رشد دور می شود
نگاهم در دورترین نقطه ها نشسته است!
همچون دل پرنده ای با هزار ارزوی هراسان به دور تن ماه می چرخم از جهانی به جهان دیگر
بی شتاب
من که دیگر نمی توانم نهال بومی خاک همسایه شوم!
گذشته ام در نور نیست می شود و زمان حال را با غوغایی سرد شناسایی می کند.
باغ سوخته شتابی ندارد
وقتی فصل گذشت یاد بهار افتادم!