زندگي سياست زيبايي است از باختن ها،فلسفه بافتن هاو ترس!

باور نرسيدن.

سراسر زندگيش در ترديد است،گهگاهي جسورانه عمل كرده و

اميدوار اما هرگز يقين به رستگاري نداشته فقط كمي اميدوار!

ومرگ تلخ ترين شوخي زندگي

مي گذرد وبه اين جمله مي انديشد

درهاي همه زندانهاي جهان از درون باز ميشود .