سالها  است تنهایی را می شناسد  واز ان فرار نمی کند ،از این تنهایی به سوی انواع مختلف فعالیتها می رود به خود فریبی می گریزد .تنها و بی کس است و از این خالی بودن می ترسدهر کاری می کند تا با ان نباشد و ان را درک نکند ....ما هیت فرار یکی است  ابتذال ،اشتغال....او فراموش کرده است که همه تنها هستند و دیگران وسیله ای هستند برای پوشاندن خلا درون.اما بین تنهایی و تنهایی فرق است ،یکی دارای بار منفی و یکی دارای بار مثبت است و شکوهمندانه است، اما ملز م شناخت "خود" است چیزی که ما از ان گریزانیم....